X
تبلیغات
زولا

مارها قورباغه ها را می خوردند...

عارفی سی سال مرتب


 ذکر می‌گفت استغفرالله


مریدی به او گفت


چرا این‌همه استغفار می‌کنی


 ما که از تو گناهی ندیدیم


جواب دادسی سال استغفار من


 بخاطر یک الحمد لله نابجاست


روزی خبرآوردند بازار بصره آتش گرفته


پرسیدم حجره من چه


گفتند مال شما نسوخته گفتم  الحمدلله


معنی اش این بود که مال من


 نسوزد مال مردم به درک


آن الحمدلله از سرخودخواهی بود نه خداخواهی 





مارها قورباغه ها را می خوردند


 و قورباغه ها غمگین بودند 


قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند 


لک لک ها مارها را خوردند


 و قورباغه ها شادمان شدند


لک لک ها گرسنه ماندند و شروع


 کردند به خوردن قورباغه ها 


قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند 


عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند


 و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند 


مارها باز گشتند و همپای لک لک ها 


شروع به خوردن قورباغه ها کردند 


حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند


که برای خورده شدن  به دنیا می آیند 


تنها یک مشکل برای آنها


 حل نشده باقی مانده است 


اینکه نمی دانند توسط دوستانشان


 خورده می شوند یا دشمنانشان


[ سه‌شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1397 ] [ 08:35 ق.ظ ] [ korosh zadbood ] [ 3 نظر ]