X
تبلیغات
مدیسه
رایتل
ღღღسر سپردهღღღ

ღღღسر سپردهღღღ

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند


آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.


زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم


مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره


زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم


مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری


زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی


مرد جوان: منو محکم بگیر


زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری


مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری


 و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه


روز بعد ، واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود: برخورد


 موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این 


سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد


یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت


 مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود


 پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی 


کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای


 آخرین بار دوستت دارم را از زبان او 


بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند






سلام.... 


ببخشید که دیر به دیر پیدام میشه 


یکمی سرم شلوغ شده 


خدا بخواد جبران میکنم



+نوشته شده در یکشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1395ساعت08:55 ق.ظتوسط korosh zadbood | نظرات  0 

نظرات  0 

در خلال یک نبرد بزرگ، فرمانده قصد حمله به نیروی عظیمی از دشمن 


را داشت. فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان داشت ولی


 سربازان دو دل بودند. فرمانده سربازان را جمع کرد، سکه از جیب خود


 بیرون آورد، رو به آنها کرد و گفت: سکه را بالا می‏اندازم


اگر رو بیاید پیروز می‏شویم و اگر پشت بیاید شکست می‏خوریم. بعد سکه


 را به بالا پرتاب کرد. سربازان همه به دقّت به سکه نگاه کردند تا


 به زمین رسید. سکه به سمت رو افتاده بود. سربازان نیروی


 فوق‏العاده‏ای گرفتند و با قردت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند


 پس از پایان نبرد، معاون فرمانده نزد او آمد و گفت قربان


 شما واقعاً می‏خواستید سرنوشت جنگ را به یک سکه واگذار کنید؟


 فرمانده با خونسردی گفت: بله و سکه


 را به او نشان داد. هر دو طرف سکه رو بود






مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود


 کشاورز به او گفت: «برو در آن قطعه زمین بایست


من سه گاو نر را آزاد می‌کنم. اگر توانستی دم یکی 


از این گاوها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.»


مرد قبول کرد. اولین در طویله که بزرگترین در هم 


بود باز شد. باور کردنی نبود، بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که 


در تمام عمرش دیده بود بیرون آمد. گاو با سم به زمین می‌کوبید 


و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید و گاو از


 مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد.


 گاو کوچکتر از قبلی بود اما با سرعت حرکت می‌کرد


پس  جوان پیش خودش گفت: «منطق می‌گوید این 


را هم ول کنم چون گاو بعدی کوچکتر


 است و این ارزش جنگیدن ندارد.»


سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر می‌کرد 


ضعیف‌ترین و کوچک‌ترین گاوی بود که در تمام عمرش


 دیده بود بیرون پرید. پس لبخندی زد و در موقع مناسب


 روی گاو پرید و دستش را دراز کرد


 تا دم گاو را بگیرد اما گاو دم نداشت


+نوشته شده در شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1395ساعت01:40 ب.ظتوسط korosh zadbood | نظرات  4 

نظرات  4 

سلام دوستای مهربونم


دلنواخته دیگه ای رو تهیه و تنظیم کردم


بنام پاییز که شعر اون از اشعار فروغ فرخزاد 


هست که امیدوارم خشتون بیاد




دانلود


+نوشته شده در یکشنبه 24 مرداد‌ماه سال 1395ساعت09:00 ق.ظتوسط korosh zadbood | نظرات  3 

نظرات  3 

مادر گفت:اگر غذات رو نخوری می گم «لولو» بیآد بخورتت

 کودک باز هم گریه کرد،مادر داد زد:«لولو» بیا!، لولو آمد

 کودک خندید. مادر گفت:« لولو! واقعاً

 ما لولوها بچه هامون رو باید از چی بترسونیم؟!»




 دوستش می خورد و می خوابید اما او پله های 

ترقی را یکی یکی و با زحمت بالا می رفت

 به جایی رسید که دیگه بالا رفتن از پله ها 

براش ممکن نبود، ناگهان صدای دوستش را از آن 

بالا بالاها شنید:« دیدی آسانسور ترقی هم وجود داره ؟!»




تخته پاک کن گفت:« الآن تو را پاک می کنم.»

 اما تنها کاری که کرد این بود که همان

 چند خط سفید روی تخته سیاه را هم از بین برد.

+نوشته شده در دوشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1395ساعت07:57 ق.ظتوسط korosh zadbood | نظرات  5 

نظرات  5 

می توان به جرات گفت حدود 100 میلیارد کهکشان در 


جهان هستی وجود دارد که هر یک از آنها از 10 میلیون


 تا 10 تریلیون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشید


 زمین در مقایسه با این ستاره ها یکی از کوچک ترین و


 ضعیف ترین ستاره ها به شمار می رود و حتی می توان


 نام کوتوله زردرنگ را روی آن گذاشت. در واقع 


در جهان هستی مقادیر ترسناک و عظیمی از ماده مرئی


 وجود دارد که انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد 


از آن است. وجود این مقدار ماده به دلیل نیروی گرانش


 آنها پیش بینی می شود و ماده تاریک نیز که مقدار آن شش برابر


 جرم ماده مرئی تخمین زده می شود بخش نامرئی جهان


 را تشکیل داده است. به گزارش مهر به نقل از منابع 


علمی جهان وجود انرژی تاریک به عنوان بخشی دیگر از جهان


 که در واقع مابقی جهان را تشکیل داده است، موضوع


 را پیچیده تر خواهد کرد. این نوع انرژی با گسترش


 سریع جهان در ارتباط است و به همراه 


ماده تاریک همچنان ناشناخته باقی مانده است.

+نوشته شده در یکشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1395ساعت12:01 ب.ظتوسط korosh zadbood | نظرات  6 

نظرات  6 

  1    2    3    4    5    ...    160  >>