X
تبلیغات
نماشا

ღღღسر سپردهღღღ

آقای اسمیت به تازگی مدیر عامل یک شرکت بزرگ شده بود

مدیر عامل قبلی یک جلسه خصوصی با

 او ترتیب داد و در آن جلسه سه پاکت نامه

 دربسته که شماره های 1 و 2 و 3 روی

 آنها نوشته شده بود به او داد و گفت

 هر وقت با مشکلی مواجه شدی که نمی توانستی آن را حل کنی

 یکی از این پاکت ها را به ترتیب شماره باز کن

چند ماه اول همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه میزان فروش 

شرکت کاهش یافت و آقای اسمیت بد جوری به درد سر افتاده بود

در ناامیدی کامل، آقای اسمیت به یاد پاکت نامه ها افتاد

 سراغ گاوصندوق رفت و نامه شماره 1 را باز کرد

کاغذی در پاکت بود که روی آن نوشته شده بود

همه تقصیر را به گردن مدیرعامل قبلی بینداز

آقای اسمیت یک نشست خبری با

 حضور سهامداران برگزار کرد و همه مشکلات

 فعلی شرکت را ناشی از سوء مدیریت مدیرعامل قبلی اعلام کرد

 این نشست در رسانه ها بازتاب مثبتی

 داشت و باعث شد که میزان فروش

 افزایش یابد و این مشکل پشت سر گذاشته شد

یک سال بعد، شرکت دوباره با مشکلات

 تولید توأم با کاهش فروش مواجه شد

 با تجربه خوشایندی که از پاکت اول داشت آقای اسمیت بی درنگ 

سراغ پاکت دوم رفت. پیغام این بود:تغییر ساختار بده

اسمیت به سرعت طرحی برای تغییر ساختار اجرا کرد و باعث شد

 که مشکلات فروکش کند.بعد از چند

 ماه شرکت دوباره با مشکلات روبرو شد

آقای اسمیت به دفتر خود رفت و پاکت سوم را باز کرد

 پیغام این بود:سه پاکت نامه آماده کن
نوشته شده در یکشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1395ساعت 09:27 ق.ظ توسط korosh zadbood نظرات (0)

سوال: چرا آقایان موقع غذا خوردن حرف 


نمیزنند ولی خانم ها حرف میزنند ؟


 جواب مرد: چون مردها مودب تر هستند


جواب زن : چون مردها کم هوش هستند و در 


آن واحد نمیتوانند دو کار رو باهم انجام بدهند


سوال: چرا خانم ها  دو برابر مردها حرف میزنند؟


جواب مرد: چون کم حرفی نشانه خرد است


جواب زن: چون زنها باید هر چیزی 


را دوبار تکرار کنند تا مردها متوجه شوند


سوال: چرا دیه مرد دو برابر دیه زن است؟


جواب مرد: چون ارزش مردها بیشتر از زنهاست


جواب زن: چون ارزش یک مردِ مُرده بیشتر از


 زنده اوست ، اما این قضیه در زنها برعکسه


سوال: چرا مغز مردها کمی سنگین تر از مغز زنهاست؟


جواب مرد: چون مردها چیزای


 زیادی میدانند و تجربیاتشان بیشتر است


جواب زن: به همان  دلیلی که CPU های قدیمی 


حجم بیشتر و کارایی کمتری داشتند


سوال: چرا بعد از طلاق حضانت فرزند با پدر است؟


جواب مرد: چون مرد بهتر میتواند فرزند را تربیت کند


جواب زن: مال بد بیخ ریش صاحبش


سوال: چرا بیشتر دانشمندان در دنیا مرد هستند؟


جواب مرد: چون درک و فهم 


مردها از دنیای اطرافشان بیشتر است


جواب زن: چون زنها بیشتر وقتشان صرف 


تربیت و پرورش همان دانشمندان میشود.


نوشته شده در شنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1395ساعت 09:08 ب.ظ توسط korosh zadbood نظرات (1)

سلام دوستای مهربونم

موزیکی رو ساخته پرداخته کردم

که متن اون تکه هایی از شعر زیبای

فروغ فرخزاد به نام عاشقانه هست

امیدوارم خشتون بیاد



دانلود

نوشته شده در شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1395ساعت 06:12 ب.ظ توسط korosh zadbood نظرات (1)

روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد


مار میگفت: انسانها از ترس ظاهر 


خوفناک من میمیرند نه بخاطر نیش زدنم!


اما زنبور نمی پذیرفت


مار، برای اثبات حرفش  به چوپانی که زیر درختی


 خوابیده بود نزدیک شد و رو به زنبور گفت


من او را می گزم و مخفی میشوم  تو بالای 


سرش سر و صدا و خودنمایی کن!


مار چوپان را نیش زد و زنبور شروع 


به پرواز کردن بالای سر چوپان نمود


چوپان فورا از خواب پرید و گفت


 ای زنبور لعنتی و شروع به 


مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد


مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد


 و بعد از چندی بهبود یافت.


سپس دوباره مشغول استراحت شد که مار و زنبور 


نقشه دیگری کشیدند


اینبار زنبور نیش زد و مار خودنمایی 


کرد چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید


از ترس پا به فرار گذاشت


او بخاطر وحشت از مار، دیگر زهر را تخلیه ننمود


چند روز بعد  چوپان به خاطر 


ترس از مار و نیش زنبور مرد!

نوشته شده در شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1395ساعت 06:44 ب.ظ توسط korosh zadbood نظرات (3)

ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ

ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ می خرﯼ؟!

ﺍﻭ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ!

ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻣﺎﻫﯽ ۵۰۰ دلارﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﯽ 

می گیرﻡ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ!

ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ

ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ

 ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ

ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ

 ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟!

ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ را ﮐﻪ ﺑﻠﺪﻡ ،ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ

ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ، ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ!

ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ…

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ

 ﻣﺮﻍ ﻫﺎ می زﺩ ،ﻣﺰﻩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺍﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ

ﭘﻮﺩﺭ ﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ

 ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺳﻮﻣﯿﻦ

 ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺍﻭ ﺑﻪ ۶۲۳ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ

 ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﭘﻮﺩﺭ ﻣﺮﻍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ

ﺍﻣﺮﻭﺯ KFC در ۱۲۴ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﺩ 

ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﻭ ﭘﻮﺩﺭ ﻣﺮﻍ

ﮐﻨﺘﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ۵۰ هزار ﺩﻻﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﺪ

نوشته شده در شنبه 14 فروردین‌ماه سال 1395ساعت 08:40 ق.ظ توسط korosh zadbood نظرات (3)

  1    2    3    4    5    ...    156  >>
قالب برای بلاگ


Archives
Links
Design
Specific
Others