X
تبلیغات

در روزگار قدیم میخانه ای در کنار مسجدی قرار داشت

واعظ مسجد هر روز پس از نماز برای تخریب میخانه دعا میکرد و مردم آمین میگفتند

تا اینکه روزی زلزله رخ داد و میخانه خراب شد

صاحب میخانه به سراغ واعظ رفت و از او طلب خسارت کرد چون معتقد بود که دعای واعظ سبب تخریب میخانه شده اما واعظ زیر بار نمیرفت تا اینکه کار بالا گرفت و شکایت پیش قاضی شرع بردند

قاضی پس از شنیدن حرفهای هردو گفت پناه میبرم به خدا....

در برابر من مرد می فروشی است که به تاثیر دعا معتقد است و واعظی که دعارا بی اثر میداند...!!



برچسب‌ها: داستان جالب
تاریخ : جمعه 25 مهر‌ماه سال 1393 | 08:52 ق.ظ | نویسنده : korosh | نظرات (8)

مرد زنگ در را زد ! کسی جواب نداد . از در وارد خانه شد و سلام کرد ولی کسی جوابش را نداد ، همسر به او اعتنایی نکرد ، حتی دختر کوچکش هم به او توجهی نکرد ، آرام رفت و روی مبل نسشت ، صدای زنگ تلفن به صدا درآمد ، زن تلفن را برداشت ، صدایی از پشت خط گفت : متاسفانه همسر شما چند ساعت پیش درسانحه ای جان خود را از دست داده است .



برچسب‌ها: داستان جالب
تاریخ : دوشنبه 21 مهر‌ماه سال 1393 | 06:03 ب.ظ | نویسنده : korosh | نظرات (8)



پی نوشت:


وقتی همشون رفتن رو سکو داشتن بالاو پایین میپریدن,غفور هم دستش خورد تو سر این خانومه,بعدش میخواسته ازش معذرت خواهی کنه که همون موقع ازش عکس گرفتن



برچسب‌ها: عکس خنده دار
تاریخ : شنبه 19 مهر‌ماه سال 1393 | 03:26 ب.ظ | نویسنده : korosh | نظرات (9)

 اینترنت تو ایران از سیستم انرژی خورشیدی استفاده میکنه

چون شب ها قطع میشه


هوا ابری باشه قطع میشه


برفی باشه قطع میشه


بارونی باشه قطع میشه


مودمت تو سایه باشه هم قطع میشه

هروقت دلش بخواد قطع


نشه


 هم سرعتش مثل لاکپشت میشه


هروقت دلش بخواد




برچسب‌ها: جوک
تاریخ : پنج‌شنبه 17 مهر‌ماه سال 1393 | 09:35 ق.ظ | نویسنده : korosh | نظرات (6)

روزی مردی  ایرانی که در زندگی خود به پوچی رسیده بود


لذا تصمیم به خود کشی گرفت

بالای صخره ای نوکتیز ایستاد و دور گردن خود طناب بزرگی بست


سمت دیگر طناب را به تخته سنگ بزرگی گره زد


مقداری سم نوشید و لباس خود را به آتش کشید اسلحه ای در دست گرفت و برای اطمینان از مرگ


 خویش در هنگام پریدن از صخره به طرف خود شلیک کرد


تیر مرد به خطا رفت و طناب را پاره کرد مرد به درون آب افتاد و لباسهایش خاموش شد و در اثر شک


 استفراغ کرد و سمی که خورده بود از بدن فرد خارج شد 


ماهیگیری مرد را نجات داد و به بیمارستان رساند اما در بیمارستان

 

به دلیل نبود امکانات کافی جان سپرد



برچسب‌ها: داستان خنده دار
تاریخ : یکشنبه 13 مهر‌ماه سال 1393 | 09:17 ق.ظ | نویسنده : korosh | نظرات (15)

   1      2      3      4      5      ...      153    >>

.: Weblog Themes By BlackSkin :.



ساخت کد موزیک آنلاین

ساخت کد موزیک آنلاین

کد آمارگیر

دریافت کد پیغام خوش آمدگویی

دریافت کد پیغام خوش آمدگویی

Bet365