X
تبلیغات
رایتل

پسر ۸ ساله....

پسر ۸ ساله ی من دونده ی


 خوبی بود و در اکثر


 مسابقات مدال می آورد


روزی برای دیدن مسابقه ی


 او رفتم در مسابقه ی 


اول مدال طلا را کسب کرد


مسابقه ی دوم آغاز شد


او شروع خوبی داشت اما در پایان


 مسابقه حرکت خود را کند


 کرد و نفر چهارم شد


برای دلداری به سراغ او رفتم


 تا نکند به خاطر اول نشدن ناراحت باشد


پسرم خنده ی معصومانه ای کرد و گفت


مامان یه رازی بهت میگم


 ولی پیش خودمون بمونه


کنجکاو شدم پسرم ادامه داد


من یک مدال بردم اما دوستم 


نیکولاس هیچ مدالی نبرده بود


و خیلی دوست داشت یک مدال


 برای مادر پیرش ببرد


 برای همین گذاشتم او اول بشود


پرسیدم  پس چرا چهارم شدی 


خندید و جواب داد


آخه نیکولاس میدونه


 من دونده ی خوبی هستم


اگر دوم می شدم همه 


چیز را میفهمید حالا میتوانم


 بگم پام  پیچ خورد و عقب افتادم

[ شنبه 26 اسفند‌ماه سال 1396 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ korosh zadbood ] [ 3 نظر ]